عز الدين حسينى زنجانى

113

معيار شرك در قرآن (فارسى)

« و ما رَمَيْتَ » و مضارع آن را « فَلَمْ تَقْتُلوهُمْ » آورده براى اثبات آن‌چه از او نفى شده است . شيخ طبرسى - رضوان اللَّه عليه - در تفسير خود به اين نكته‌هاى باريك اشاره نفرموده است . شايد خواسته در اين‌باره خلاصه‌گويى رعايت شود و يا چه بسا درك موضوع براى اكثريت مشكل بوده ، ازاين‌رو متعرض نشده . آرى ، ايشان قدس سره به نكته‌اى كه در كلام الهى هست اشاره نموده و دربارهء « ولكنّ اللَّه رَمى » مىگويد : زيرا تأثير آن‌چنانى كه در توان بشر نيست فعل خداوند است كه گويى در حقيقت ، او كننده و فاعل افكندن است و اين كه فعل افكندن از پيامبر صادر نشده است . گفتهء شيخ قدس سره : « لِانّ أثره . . . » . زمانى كه پيامبر « ص » يك مشت از ريگ و خاك به دست گرفت و پاشيد هيچ كس از دشمنان نبودند ، مگر اين كه مشغول بيرون كردن خاك از چشم‌هايشان بودند ، ليكن قدرت جبرى به وديعت نهاده شده در ريگ ، از ديدگاه عادى بشرى اقتضاى آن را ندارد كه به چشمِ مثلًا حدود يك هزار نفر از دشمن برسد . بنابراين ، از پيامبر نيز به عنوان يك بشر ممكن نبود . نكتهء كلام اين است كه نفى كند چيزى را كه براى او اثبات شده است . پس پيامبر هم افكننده و هم كسى است كه آنها را نيفكنده است و به اين نكته و راز عدهء كمى از بزرگان علما در نوشته‌هاى خود اشاره‌هايى داشته‌اند از جمله شيخ اجل و مايهء افتخار ملّت و دين مرحوم شيخ بهائى در كتاب شرح اربعين است كه در شرح حديث مشهور بين عامّه و اماميّه آمده است :